لیاقت اشک

 

زن جوانی همراه همسرش کنار دیوار ایستاده بود و به شدت اشک

می ریخت . شیوانا از مقابل آنها عبور کرد . وقتی گریه زن را دید ایستاد

 و علت را ازاو پرسید.زن گفت : همسرم جوان است و گاه گاه با

کلامی زشت مرا می رنجاند!

او مرد لایق و خوبی است و تنها عیبی که دارد بد دهنی و زشت

کلامی اوست که گاهی مرا به گریه وا می دارد.

شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت :

هیچ انسانی لیاقت اشک های انسان دیگر را ندارد 

 و اگر انسان لایقی در دنیا پیدا شد او هرگز دلش نمی آید که دل

دیگری را به درد و اشک او را در آورد.

 

 

/ 0 نظر / 14 بازدید