شرح کامل فیلم و کتاب راز (قسمت دوم)


   هیل دوسکین (پدید آورنده و تعلیم دهنده متد سدونا):

"وقتی همه حواسمان را متوجه چیزی می کنیم، آن را خلق می کنیم. اگر برای مثال در مورد جنگ یا درگیری که در حال جریان است ناراحت هستیم و یا از چیزی رنج می بریم، با این کار فقط انرژی مان را به انرژی آن موضوع ناخوشایند اضافه می کنیم و دوام آن را بیشتر می کنیم، خودمان را به طرف بدبختی و مشکل هل می دهیم و این کار فقط به تداوم بیشتر رنج و ناراحتی منجر می شود."
 

کارل یونگ (1961-1875 ):
هرچه بیشتر با چیزی مخالفت کنی یا برای از بین بردن چیزی مبارزه کنی، تداوم آن را بیشتر می کنی.
 

   باب دویل:

"علت اینکه هرچه بیشتر روی چیزی پا فشاری می کنی با مقاومت بیشتری مواجه می شوی این است که در این مواقع به خودت می گویی: «من فلان چیز رو دوست ندارم چون احساس بدی به من می ده.» و با گفتن «من واقعاً این احساس رو دوست ندارم» انرژی منفی زیادی را به وجود می آوری و احساسی که از آن فرار می کنی با شتاب به طرفت می آید."
 

   استر هیکس:

"مردم فکرمی کنند اگر واقعاً می خواهند چیزی را از بین ببرند باید روی آن تمرکز کنند. فکر می کنید آیا عاقلانه است به جای تمرکز روی عشق، اعتماد، وفور نعمت و صلح همه انرژی مان را صرف تمرکز روی مبارزه با مشکل خاصی کنیم؟ "


   هیل دوسکین:

"پس اگر می خواهی ضد جنگ باشی، ازصلح طرفداری کن. اگر می خواهی با گرسنگی مبارزه کنی، از کسانی طرفداری کن که غذای کافی برای خوردن دارند. اگر مخالف سیاستمدار خاصی هستی، از رقیبش طرفداری کن. بیشتر اوقات نتیجه انتخابات به نفع کسی می شود که مردم در مخالفت با او تظاهرات می کنند چون او همه انرژی و توجه آنها را دریافت می کند."
 

چارلز هانل:
این شگفت انگیز ترین توصیه را به خاطر بسپار هر چند که همیشه به آن عمل کردن سخت ترین کار است. به خاطر داشته باش که مهم نیست مشکلت چیست، کجاست و برای چه کسی پیش آمده. کسی که دراین میان می تواند مشکل را حل کند فقط و فقط تو هستی. و تنها
که باید بکنی این است که خودت را وادار کنی که به جای تمرکز روی مشکل روی اتفاق خوشایندی که آرزو داری به جای آن ظاهر شود تمرکز کنی

 

تو نمی توانی با تمرکز روی چیزهای منفی کمکی به دنیا بکنی. وقتی همه فکر و ذکرت را متوجه حوادث بد و منفی جهان می کنی، نه فقط آنها را بیشتر می کنی بلکه با این کارت همزمان چیزهای بد را وارد زندگی خودت هم می کنی.

 

   جیمز ری:

"خیلی وقت ها مردم به من می گویند: «می دونی چیه جیمز، من باید بدونم دور و برم چه خبره» شایدحق باآنها باشداما نبایددراین مورد زیاده روی کرد."

   دکتر جو وایتالی:

"یکی از سؤال هایی که مردم همیشه از من می پرسند این است که اگر قرار باشد همه از راز استفاده کنیم و به دنیا به چشم یک منبع محدود نگاه کنیم، آیا در این صورت منبع ما بالاخره روزی تمام نمی شود؟ اگر اینطور باشد، مردم همگی به طرف این منبع هجوم می برند و هستی ورشکسته می شود."

 

   مایکل برناردبکویت:

"زیبایی قانون جذب در این است که بهره و فایده اش بی نهایت است و به همه می رسد."

 

این دروغ مثل خوره به ذهن بشر افتاده که «چیزهایی خوب اون قدر زیاد نیست که به همه مردم برسه، چیزهای خوب کمه، محدود و خلاصه کافی نیست» و به خاطر همین دروغ مردم با ترس و طمع و تنگ نظری زندگی می کنند و همین حس ترس و طمع به صورت های مختلف در زندگی شان تحقق پیدا می کند. برای همین است که دنیا تبدیل به کابوس می شود. اما حقیقت چیز دیگری است. بیشتر از آنچه که می توانی تصورش را بکنی ذهن خلاق، قدرت، عشق و لذت وجود دارد. همه این چیزها به سراغ ذهنی می رود که از طبیعت محدودیت ناپذیرش آگاه است. وقتی به بیرون، به دنیا، نگاه می کنی و تصورت این است که همه چیز از بیرون می آید، فکر می کنی هیچ چیز به اندازه و کافی نیست. در این صورت مطمئناً کمبودها و محدودیت ها را می بینی. اما حالا دیگرمی دانی که هیچ چیز از بیرون به وجود نمی آید و همه چیز اول در درون، در فکر و در احساس تو شکل می گیرد. ذهن توست که با قدرت خلاقیت خود همه چیز را به وجود می آورد. پس دیگر شانس هیچ معنایی ندارد. قدرت تفکر تو نامحدود است. پس چیزهایی را که می توانی با ذهنت به وجود آوری هم نامحدود است. همه انسان ها همین توانایی را دارند. وقتی واقعاً این موضوع را بفهمی و باور کنی، آنوقت تفکرات تو محصول ذهنی می شود که از طبیعت نامحدود خودش آگاه است.


رابرت کالی یر:
اصل و جوهر قانون جذب در این است که تو باید به وفور و فراوانی فکر کنی، آن را احساس کنی و باور داشته باشی. نگذار حتی ذره ای از احساس محدودیت به ذهنت راه پیدا می کند.
 

   مایکل برناردبکویت:

"دراین دنیابه اندازه کافی برای همه نعمت هست. اگراین گفته راباور کنی وبپذیری وبه آن عمل کنی، آن وقت به چشم خودت می بینی که حقیقت دارد."


رابرت کالی یر :
اگر کمبودی داری، در فقر و بدبختی زندگی می کنی یا از بیماری رنج می بری، به این دلیل است که قدرت خودت را باور نداری، این قدرت از غیب برای تو نرسیده. همه از آن بر خوردارند. هیچ تبعیضی در کار نیست.


   دکتر دنیس ویتلی:

"در گذشته بسیاری از رهبران دنیا متوجه بخش مهمی از قانون جذب نبودند: «به دیگران قدرت بده و قدرتت را با آنها تقسیم کن.» زمان حال بهترین زمان برای زندگی است. برای اولین بار در طول تاریخ، بشر به این قدرت دست یافته که به آسانی به دانش های مختلف دسترسی داشته باشیم."

 


   باب پراکتور:

"یک لحظه به این موضوع فکر کن. به دستت نگاه کن. به نظر یک چیز جامد و ثابت است، در حالی که واقعاً اینطور نیست. اگر در زیر میکروسکوپ به آن نگاه کنی، انبوهی از انرژی های در حال ارتعاش را خواهی دید."
 

   جان اساراف:

"همه چیز، خواه دستت باشد یا اقیانوس یا یک ستاره، دقیقاً یک چیز مشابه ساخته شده اند."
 

   دکتر بن جانسون:

"همه چیز انرژی است. بگذار کمی توضیح بدهم تا بهتر متوجه شوی. کل جهان را در نظر بگیر، کهکشان ها، سیاره ها و سپس آدم ها و بعد درون بدن مان، اندام های حیاتی و آنگاه سلول ها و بعد مولکول ها و اتم ها و دست آخر هم انرژی. بنابر این ظاهراً لایه های مختلفی دراین دنیا وجود دارد ولی در واقع همه چیز انرژی است."

 

در اینجا توضیح می دهم چطور تو قوی ترین ایستگاه فرستنده دنیا هستی. به زبان ساده، هر انرژی با فرکانس خاصی در حال ارتعاش است. چون تو هم انرژی هستی، پس با فرکانس خاصی در حال ارتعاش هستی. چیزی که فرکانس تو را در هر لحظه تعیین می کند فکرت و احساست در آن لحظه است. همه خواسته ها و آرزوهای تو نیز از انرژی ساخته شده اند و در حال ارتعاش هستند. همه چیز انرژی است. و اما واقعیت شگفت انگیز این است. وقتی در مورد چیزی که می خواهی فکر می کنی و آن فرکانس را تولید و منتشر می کنی، باعث می شوی انرژی چیزی که می خواهی نیز با همان فرکانس به ارتعاش درآید و به سمت تو حرکت کند! وقتی روی چیزی که می خواهی تمرکز می کنی، در واقع درحال تغییر ارتعاش اتم های آن هستی و باعث می شوی آن چیز به سمت تو و برای تو به ارتعاش درآید. دلیل اینکه تو قوی ترین ایستگاه فرستنده دنیا هستی این است که به تو قدرتی بخشیده شده است که می توانی انرژی ات را از طریق افکارت متمرکز کنی و فرکانس چیزی را که روی آن تمرکز کرده ای تغییر بدهی. این کار باعث می شود آن چیز به طور معجزه آسا به سوی تو کشیده شود! وقتی در مورد چیزهای خوبی که می خواهی فکر می کنی و آنها را احساس می کنی، در واقع در حال تنظیم خودت روی آن فرکانس خاص هستی. این کار باعث می شود انرژی آن چیزها برای تو به ارتعاش درآیند و در زندگی تو ظاهر شوند. قانون جذب می گوید که چیزهایی هم جنس هم دیگر را جذب می کنند. تو هم یک توده انرژی مغناطیسی هستی پس می توانی هر چیزی را به طور الکتریکی تحریک کنی که به سمت تو بیاید یا می توانی خودت را به طور الکتریکی انرژی بدهی تا به سمت هر چیزی که بخواهی بروی. هرکس فقط خودش می تواند انرژی مغناطیسی اش را تنظیم کند. زیرا فرکانس ما را افکار و احساسات ما تعیین می کنند و هیچ کس دیگری نمی تواند به جای ما فکر یا احساس کند.


   باب پراکتور:

"آنقدر انرژی نهفته در بدنت وجود دارد که می توانی، در هر شهری که زندگی می کنی، حدود یک هفته تمام شهر را نورانی کنی."
 

چارلز هانل:
اگر می خواهی این انرژی را لمس کنی و نسبت به آن آگاه شوی، باید مانند سیمی باشی که جریان در آن برقرار است. کل هستی یک سیم است که در آن انرژی لازم و کافی برای تک تک انسان ها، در هر وضع و شرایطی، جریان دارد. وقتی ذهن شخص با ذهن جهانی تماس برقرار می کند، کل این انرژی را دریافت می کند.

/ 0 نظر / 27 بازدید